نثر طنزتیتر یک

از نظریه داروین تا نظریه آرمین

از نظریه داروین تا نظریه آرمین

نویسنده: سالار سنچولی

سلام. همه‌ی شما می‌دانید که ما نظریه‌ای داریم به‌نام نظریه داروین که می‌گوید ما انسان‌ها از نسل میمون ها هستیم.

حالا، بعد از سال‌ها، نظریه‌ی دیگری مطرح شده به‌نام نظریه آرمین. شاید برایتان سوال شود که آرمین کیست؟ آرمین یکی از دوستان من است که با بالاها خیلی در ارتباط است.

البته نه به این معنا که ارتباط زیادی دارد یا آدم مهمی است، نه چون معتاد است و همیشه مواد مخدر مصرف می‌کند همیشه در حالت بالا به سر می‌برد.

آرمین اینقدر با معرفت بود که حتی دلش می‌خواست ما را هم به بالاها وصل کند، اما ما خیلی مقاومت کردیم و سعی کردیم که به بالا وصل نشویم. چون پدرم همیشه می‌گفت اگر به بالا ها وصل شوی از پایین قطعت می‌کنم حالا اینکه معنای این تهدیدش چه بود من نمی‌دانم.

بگذریم حالا این نظریه آرمین از کجا به وجود آمد؟ یک روز‌ از همان روزهایی که آرمین بالا بود و به بالا وصل بود، آمد پیش ما من نشسته بودم که او پای من را لگد کرد و من گفتم: «هوی، مگه گاوی؟» یکهو آرمین گفت: «حاجی، نکنه ما واقعاً گاو باشیم!» و نظریه‌ی خودش را این‌گونه مطرح کرد: «ما انسان‌ها در گذشته گاو بودیم و خیلی‌هامان همین الان هم گاو هستیم. گاوهایی هم هستیم که خیلی راحت خر می‌شویم.»

آرمین می‌گفت گاوها و انسان‌ها خیلی شبیه هم هستند. اصلاً شما گاوها را نگاه کنید؛ در ظاهر متحدند و هیچ منیتی وجود ندارد. فردمحور نیستند. چون همه می‌گویند ما، ما، ما، ولی این اتحاد فقط تا وقتی است که غذایشان نرسیده. وقتی غذا می‌رسد، این اتحاد از بین می‌رود و حتی حاضرند همدیگر را سر مشتی علوفه به کشتن دهند.

دقت کنید که گاوها هم همیشه تا وقتی غذا بهشان نرسیده می‌گویند «ما». بعد ما انسان‌ها، مثلاً در جمع که نشسته‌ایم، می‌گوییم: «حالا پنج دقیقه دیرتر برسی به مقصد چی میشه مگه، تو رانندگی به کجا می‌خواهی برسی؟احتیاط شرط عقله»

بعد همان آدم را می‌بینی پشت فرمان که جوری رانندگی می‌کند انگار در مسابقه فرمول یک است. بعد که یک نفر آرام می‌رود به او می‌گوید: «هوی، مگه عروسی عمته؟» حالا شما بگویید این آدم گاو نیست؟

یا مثلاً به زندگی گاوها نگاه کنید؛ زندگی گاوها به سه بخش تقسیم شده: بیدار شدن، خوردن و خوابیدن. حالا شما نگاه کنید، عملاً بعضی از مدعیان مدیریت نیز همین کار را می‌کنند. البته آن گاو باز یک شیری، گوشتی و چیزی دارد، ولی آن مدعیان مدیریت همین‌ را هم ندارد.

اگر دقت کنید، زندگی گاوی آن‌قدرها هم بد نیست. یک گاو هیچ‌وقت دغدغه مسکن ندارد، دغدغه خورد و خوراک ندارد، دغدغه ازدواج ندارد و نگران افزایش قیمت دلار نیست. حتی ناترازی انرژی و قطعی برق هم برای یک گاو اهمیت چندانی ندارد.

خلاصه اینکه به‌نظر من نظریه آرمین نظری بدی نیست و فقط باید به آن بیشتر فکر شود.

پایان

برای خواندن سایر مطالب اینجا کلیک کنید

سالار سنچولی

طلبه علوم دینی نویسنده و طنز نویس انشالله خدا از نوشته هام راضی باشه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت توسط reCAPTCHA محافظت می‌شود.

دکمه بازگشت به بالا